حروف « پ، چ، گ، ژ» در عربي
نخستین مشکلی که مترجمان عرب درتعریب واژگان باآن روبروبوده اند،
محدودیت حروف الفبای عربی ، دربرابرحروفی مانند( گ ، پ ، چ، ژ ) درفارسی وV انگلیسی است. زیرازبان عربی فاقداین حروف است. درگذشته تعریب واژگان خارجی غالباذوقی وبراساس سلیقه ی مترجمان صورت می گرفت. اماامروزه محققان تقریباشیوه ای منسجم به خودگرفته اندازجمله اینکه :
۱- ( چCH) تبدیل به «تْش» یا«تِش» یا«ش»می شود مانند :
تْش مانند : ریچارد: ریتْشارد
تِش مانند : چک اسلواکی : تِشِیکوسلفاکیا
ش مانند:منچستریونایتد :مانشِستِریونایتد
استثناء : « چین» درتعریب پیشین تبدیل به الصین شده است.
توجه : امروزه درمتون عربی ازحرف چ استفاده می شود: الچَمْبِرِی یعنی میگو.
۲- (گ G) تبدیل به «غ »یا«ج»یا«ک» می شود مانند:
غ مانند: هامبورگ : هامبورغ
ج مانند : مهرگان : مهرجان
ک مانند : گاراژ : کَراج
۳- « پ p» تبدیل به « ب » می شود مانند : پاکستان : باکستان
توجه : امروزه درمتون عربی حرف پ استعمال می شود : پای التُفّاح : نوعی نان شیرینی.
۴- « وV » تبدیل به « ف » می شود : مانند : ویتامین : فیتامین.
توجه: اخیرابه جای« ف » ، « ق: سه نقطه »نوشته می شودودترتیب الفبایی فرهنگها ی
لغت درحرف «ف» جای داده می شود.
۵- « ژ» تبدیل به «ج» می شود مانند : نروژ: النَرویج
استثناء : « ژاپن» درتعریب پیشین تبدیل به الیابان شده است.
نکته آخر: گاهی حرف ت به ط تبدیل می شودمانند:
تهران: طهران - توکیو: طوکیو - ایتالیا: ایطالیا.
« برگرفته ازکتاب فن ترجمه اثردکتریحیی معروف»
فرق همزه والف:
1-((الف))همیشه ساکن است ولی همزه علاوه برسکون ،حرکات دیگر [ــــَـــ ـــِــ ـــُـــ ]رانیز می پذیرد.
مانند : أِکـــرام ، أحـــــمَد ، أُقــــتُل
2-((الف ))چون ساکن است ،هیچگاه درابتدای کلمه واقع نمی شود، ولی همزه دراول ،وسط وهم در آخر کلمه
واقع می شود.
مانند: أسـَــــد ، ســــَــــأََلَ ، قَــــــرَأَ
ترجمه صورت سوالات عربی
ضَعْ: قرار دهید
صُغْ: بسازید
عیّن: تعین کنید
غیّرْ: تغییر دهید
میّزْ: مشخص کنید
اجوبة: جوابها
أسئلة: پرسش ها
اسلوب: شیوه ؛ روش
انواع روشهای تدریس به سبکی دیگر:
در کنار روشهای دیگر برای تدریس از روشهای زیر نیزمی توان استفاده نمود که هم یادگیری را آسان می کند و هم برای دانش آموزان جذابیت بیشتری است. در واقع می توان گفت این روشها ،روش تمثیلی است چون همیشه آوردن مثال باعث روشن شدن یک مطلب می شود. و این هم یک نوع روش تدریس است.همکاران عزیز می توانند با کمی خلاقیت بهترین مثالها را با توجه به علائق و شرایط و محیط پیرامون دانش آموزان برای آنها بیاورند تا هم یادگیری برای انها شیرینتر شود و هم اینکه مطالب در ذهن آنها ثبات بیشتر داشته باشد.
آیا در زبان عربی حروف "گ چ پ ژ " وجود دارد ؟

در عراق و کشورهای شمال خلیج فارس اغلب حرف ک را چ تلفظ می کنند . مثال : إحـچی : حرف بزن / چَلِب : سگ / وین چِنِت : کجا بودی / چِبیر : بزرگ / چَرچَف : ملافه
در اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس مانند عراق و عربستان و کویت و امارات و قطر و بحرین حرف قاف به گاف تبدیل می شود . مانند گوم یعنی قُم :پاشو / أگـُلْ لَـکْ یعنی أقولُ لَکَ : به تو می گویم
در سوریه و لبنان حرف ج را ژ تلفظ می کنند . ژوز یعنی زوج : همسر / ژواز یعنی جواز: گذرنامه / در مصر نیز ج را گاف تلفظ می کنند . راگِل یعنی رَجُل : مرد
داستان مفردهایی که مثنی شدند
روی یکی از شاخه های این درخت یک پرنده کوچک زندگی می کرد که اسمش « طائر » بود او هم تنها بود و هیچ یاری نداشت دلش می خواست که با پرنده ای دوست شود با او حرف بزند این درخت و پرنده همیشه غصه می خوردند و دعا می کردند ای کاش دوست هم زبانی داشتیم البته آنها با هم دوست بودند و لی دوست داشتند دوستی همجنس خودشان داشته باشند .خلاصه روزی از روزها دو نفر به این دشت آمدند که هر کدام بقچه ای در دست داشتند اسم این دو نفر « انِ » و « ینِ » بود آنها از راه دوری آمده بودند و خسته و گرسنه بودند آمدند زیر سایه درخت نشستند و گفتند خوب است زیر سایه این درخت کمی استراحت کنیم و چیزی بخوریم بعد راه بیفتیم . آنها بقچه خود را باز کردند و سفره خود را پهن کردند و غذاهای خود را در سفره گذاشتند . بچه های عزیزم می دونید غذای اونها چه بود ؟ ... غذای خوشمزه ای داشتند که شما تا حالا نخوردید . غذای آنها « هذان – هذین » « هاتانِ – هاتینِ » بود . آنها شروع به خوردن غذا کردند ناگهان صدایی شنیدند صدا صدای « شجرة » بود که به آنها سلام میکرد و خوش آمد میگفت . « ان » و « ینِ » جواب دادند و گفتند درخت عزیز حالت چطوراست ؟ شجرة گفت خوبم . در این هنگام « طائر» هم سلام کرد و آنها مشغول صحبت کردن شدند و شجرة و طائر از تنهاییشان گفتند و اینکه ایکاش دوستانی مثل خود داشته باشند . « انِ و ینِ » نگاهی به یکدیگر انداختند و گفتند اینکه ناراحتی ندارد ما برای شما دوستانی داریم بعد نهال درختی از بقچه خود دراورده در کنار درخت کاشتند و یک پرنده کوچک هم در کنار طائر گذاشتند و به آنها گفتند اینها از این به بعد دوستان شما هستند مواظب آنها باشید . شجرة و طائر خیلی خوشحال شدند و از آنها تشکر کردند . حالا دیگر آنها مفرد نبودند بلکه هر کدام دوتا شده بودند یعنی «مثنی» شده بودند .
بعد « انِ و ینِ » گفتند برای اینکه هیچوقت ما را از یاد نبرید می خواهیم به شما یادگاری دیگری هم بدهیم حالا که هر کدام از شما دوتا شده اید اسمتان می شود « شجرتانِ و شجرتینِ » یعنی ما اسم خودمان را به آخر اسم شما می چسپانیم .و طائر هم می شود « طائرانِ و طائرینِ » چطور است ؟ آنها خیلی خوشحال شدند و گفتند ما همیشه با نگاه کردن به اخر اسممان به یاد شما می افتیم . بعد «انِ و ینِ » گفتند بیاید از غذاهای ما هم بخورید غذای« هاتان و هاتین» دادند به «شجرتان و شجرتین» و غذای «هذان و هذین» دادند به« طائران و طائرین ». خیلی دیر شده بود هوا داشت تاریک می شد « ان و ین » باید می رفتند از دو درخت و دو پرنده خداحافظی کردند و رفتند تا مفردهای دیگر را به مثنی تبدیل کنند تا هیچ کسی تنها نماند . « پایان »
نکاتی از عربی راهنمایی
۱-اگر بخواهیم فعل ماضی را در عربی منفی کنیم می توانیم با «ما» آنرا منفی کنیم ولی اگر دو فعل در کنار هم بخواهیم منفی کنیم می توانیم آنرا با «لا» منفی کنیم .
مانند : لاصامَ و لاصَلّی = روزه نگرفت و نماز نخواند
فعل ماضی در مقام دعانیز با (لا) منفی می شود : لاعاش شخص لایرید هناء نا
کلمات پرسشی
جواب سؤال که شخصه ، کلمه پرسشيم چيه ؟ مَن ، مَن ، مَن ميشه .
جواب سؤال يه شيئه ، کلمه پرسشيم چيه ؟ ما ، ما ، ما ميشه .
جواب سؤال آره يا نه ، کلمه پرسشيم چيه ؟ هل ، هل ، هل ميشه .
جواب سؤال مکانه ، کلمه پرسشيم چيه ؟ أين ، أين ، أين ميشه
صرف ضمایر
چون هُو آمد هُما و هُم بگوي
پس هي آنگه هما و هُنَّ جوي
نـيز اَنـتَ ، اَنتما ، اَنـْتُم بخوان
يا كه اَنْـتِ ،َانـْتُما ، اَنْتُنَّ دان
گر اَنا انـدر تـكلم گـفت من
نَـحْنُ در معناي ما گويد سخنبدو بیا مسابقه
ای بچه ی خوب و زرنگ
جواب بده تند و قشنگ
این نه منم نه من منم
دو چشم دارم توی سرم
سؤال کردن کار منه
جواب من لا یا نعم

هذا مِن فضلِ ربّی