کربلا

کربلا چقدر شبیه قرآن است ؛ آخرین شهدای آن اصغر و عبدا.. مثل سوره های آخر

قرآن کوچکند !
کربلا نبوغ عاطفه و اندیشه است ،هر کس به بلوغ فکری و عاطفی برسد ،عاشورایی است .
وقتی هیچ نداری باید همه چیز باشی ، این درسی است که زینب به ما آموخت .
کربلا زیباترین تابلوی نقاشی است که خداوند بر بوم زمین ترسیم کرده است .
کربلا بهشت زمین است با قلب های سوخته ، خیمه های آتش گرفته و آسمان داغ سوزان ، آری بهشت در آتش متولد می شود .
ره آورد مطالعه تاریخ ،بهت و شگفتی است ، تاریخ ، خود مبهوت و شگفت زده ی یک روز خویش است ؛ (( عاشورا ))
عرش بر رونق بازار حسین می نازد کربلا هم به علمدار حسین می نازد
نه فقط احمد خاتم به حسین می نازد شرفش بس که خدا هم به حسین می نازد
آسمان نینوا در محضر این همه خون از وسعت آبی خویش شرمسار است .

اگر همه جا کربلاست و هر ورز عاشورا ، ما باید در همه جا و همه گاه ، خود را درتشنگی همه عطش زدگان خاک سهیم بدانیم .

برگرفته شده از:http://www.f-s-h70.blogfa.com/cat-2.aspx

فرق حرف استفهام و اسم استفهام

فرق حرف استفهام و اسم استفهام

درمیان کلمات پرسشی(استفهامی)دو تا حرف استفهام هستندکه عبارتنداز:(أ و هًل) به معنی (آیا) . بقیه کلمات پرسشی اسم می باشند.ازقبیل: مَن= کیست ،مَا،مَاذَا= چیست ، مَتَی= چه وقت، أینَ=کجا،کَم= چندتا،چقدر، و... حرف استفهام مانند بقیه ی حروف هیچ نقشی نمی پذیرند. اما اسمهای پرسشی همیشه دارای نقش در جمله هستند.

تفاوت هل وأ

-همزه استفهامی همراه اسم آورده می شود : أ سعیداً ضربتَ ؟

-همزه برای توبیخ آورده می شود : أ تَضربُ علیاً و هو أخوکَ ؟

-همزه با أم متصله می آید : أ محمد عندک أم حمید؟

-همزه با حرف عطف می آید : أوَ مَن – أ فَمن

-هَل مختص به تصدیق است.

-هَل برجمله منفی وارد نمی شود : هَل لم یفهم علی

-هَل به مضارع زمان حال وارد نمی شود : هَل تحتقر علیاًوهو شجاع

-هَل استفهام به شرط وارد نمی شود : أ إن ذکرتم

-هَل بر إنَّ وارد نمی شود .

-هَل براسمی که بعداز آن فعل قرارگرفته واردنمی شود.

-هَل بعدازحرف عطف قرارمی گیرد: فهل یهلک الا القوم الفاسقون

منبع : مبادی العربیه

چرا در قرآن 4 حرف (گ، پ، چ، ژ) وجود ندارند آيا نشانه نقص در قرآن و يا زبان عربي مي باشد؟ لطفا به صور



نه زیاد بودن تعداد حروف الفبا دریک زبان نشانه کامل بودن آن است و نه کم بودن آن دلیل بر نقصان آن . مثلا تعداد حروف الفبا در زبان چینی از همه زبان ها بیشتر است ولی کسی زبان چینی را کامل ترین زبان نمی داند . در قرآن این چهار حرف وجود ندارد زیرا قرآن کریم به زبان عربی است و در زبان عربی این چهار حرف وجود ندارد . هر چند زبان عربی این چهار حرف را ندارد ولی به گفته متخصصین زبان شناس ، زبان عربی از فارسی کامل تر و وسیع تر و گسترده تر است زیرا تعداد کلماتی که در زبان عربی از این تعداد حروف ساخته می شود و به کار می رود از زبان فارسی بیشتر است . مثلا در زبان عربی برای گاو نر کلمه ثور و برای گاو ماده لفظ بقر و برای شتر نر کلمه جمل و برای شتر ماده کلمه ناقه به کار می رود . شتر و گاو و گوسفند و بز و میش چند ماهه و یک ساله و دو ساله و سه ساله و مانند آن در زبان عربی هر کدام اسم خاصی دارد در حالی که در زبان فارسی به همه گاو و یا شترو یا گوسفند گفته می شود . درخت نخل در زبان عربی متناسب با سن و سال و بار داشتن و نداشتن اسامی متعددی دارد ولی در زبان فارسی این چنین نیست . اشتراک در زبان عربی بسیار است . معروف است که کلمه عین مشترک میان 70 چیز مثل چشم و چشمه و طلا و نقره و جاسوس و امثال آن است در حالی که این اشتراک در زبان های دیگر مانند زبان فارسی بسیار کم تر است .

http://porseman.org/q/show.aspx?id=104381