مواردي كه فعل ماضي از معناي خود خارج شده و بر مضارع دلالت دارد
3. در مقام انشا و تحقق بخشيدن به اثر فعل . مانند : امنت ، زوجت ، وهبت
4. هرگاه قبل از ان قسم باشد و فعل ماضي مطلق به " لا" منفي شده باشد . مانند :
وحياتك لا نكثت عهدك ما دمت حيا ً . ( به زندگي تو سوگند كه عهد و پيمان تو را تا زمانيكه زنده ام نخواهم شكست )
5 – پس از ادات شرط ( اِن ، اذا ، من َ،اي ،ما مهما .... ) بيايد مانند آيه زير :
" فاما من ثقلت موازينه فهو في عيشه راضيه ." ( القارعه 6و 7 ) پس هر كه ترازوي اعمال خير او سنگين باشد پس از او در زندگاني پسنديده و خوشايندي است . و آيه زير " اذْ اَذَقنا الناس رحمهً فرحوا بها " ( روم /36) هرگاه به لطف خدا ، رحمتي به مردم بچشانيم ، شاد مي شوند .
6 - زماني كه به وقوع امري حتمي كه بي ترديد در آينده اتفاق خواهد افتاد دلالت كند مانند آيه زير " و نفخ في الصور فصعق من في السموات و من في الارض " ( زمر /68 ) و در صور دميده مي شود سپس هر كس در اسمانها و در زمين است بيهوش شود .
7 - "ليس " فعل ماضي از افعال ناقصه است كه دلالت بر زمان حال دارد نه گذشته هر چند در زمره افعال ماضي به شمار مي رود . مانند : ليس هذا الطالب كسلا ً. اين دانشجو تنبل نيست .
8 - پس از " ما " مصدريه زمانيه در ايد مانند : لنْ تَلْقوُا ضرا ًما بقيِنا احياءً تا زماني كه ما زنده هستيم زياني متوجه شما نخواهد شد .
9 - در مقام تعارفات و مجاملات اجتماعي . مانند : صبََحكم الله بالخير . مساكم الله بالخير صيح بخبر ، شب بخير .
10- در مقام شعار دادن : " عاشت الحريه" زنده باد ازادي . " عاش التضامن الاسلامي " زنده باد همبستگي اسلامي
11 - در مقام تعريف و توضيح : المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه . مسلمان كسي است كه ساير مسلمين از دست و زبانش آسوده باشند .
" و من الله توفيق "
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6:56 توسط محمد برنای تنها
|
هذا مِن فضلِ ربّی