تأنيث در عربي
1ـ مذكر هاي حقيقي :
اسمهايي هستند كه بر جنس نر انسان يا حيوان دلالت ميكنند .
مانند : الأب (پدر) الرجل (مرد) الأبن (پسر) الجد (پدربزرگ ) الصهر ( داماد) الخال (دائي) العم (عمو) ابراهيم، جعفـر، نوح، يوسف، الأسد(شـير نر) الجمل (شتر نر) التيس (بز نر) الثور (گاو نر) الحصان (اسب نر) الخروف (گوسفند نر) .
2ـ مذكر هاي مجازي :
اسمهايي هستند كه بر جنس نر انسان يا حيوان دلالت نميكنند ولي مذكر فرض واعتبار شدهاند . مانند :
الجدار (ديوار) الأسم (نام) اليوم (روز) الدعاء (نيايش) القمر (ماه) البحر (دريا) القصر (كاخ) الشهر (ماه سال ) البيت (خانه ) الجامع (مسجد) الحاجب (ابرو) العقل ( خرد ) الدواء ( دارو) المرفق (آرنج ) و الخ .....
3ـ مؤنّثهاي لفظي حقيقي:
اسمهايي هستند كه بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت ميكنند و داراي يكي از علائم تأنيث (الف مقصوره : ي ، الف ممدوده : اء ، تاء مربوطه : ه ) هستند .
مانند: الوالده (مادر) الكَنَّه (عروس) الضَّرَّه (هوو) النّاقه (شترماده) البقره (گاو ماده) الدَّجاجه (مرغ) النَّعجَه (ميش) الحُبلَي (آبستن) العَمْياء (زن نابينا) الهيفاء ( زن كمرباريك) السَّكري (زن مست) حَوّاء ، خديجه ، فاطمه ، زهراء ، طُوبي ، كُبري ، و الخ ......
4ـ مؤنّثهاي لفظي معنوي :
اسمهايي هستند كه داراي يكي از علائم تأنيث هستند ولي بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت نميكنند ومونث فرض و اعتبار شدهاند .
مانند : الحديقه (باغ ) الكرة (توپ ) الصّحراء (بيابان) اللغة (زبان)
الذّ كري ( خاطره) النّـافذه ( پنجــره ) الشجـره (درخت) و الخ . . .
5ـ مؤنّثهاي لفظي محض :
اسمهايي هستند كه داراي يكي از علائم تانيث هستند ولي بر جنس مذّكر دلالت ميكنند و در واقع اينجا لفظ مونث و مدلول آن مـذّكر است .
مانند : ابرهه ، حمـزه ، طلحه ، موسي ، عيـسي ،
الأصدقاء ، الشهداء ، القتلي ، المرضى ، و الخ . . .
6ـ مؤنّثهاي معنوي حقيقي :
اسمهايي هستند كه بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت ميكنند و علامتي از علائم تأنيث در آنها مشاهده نميشود .
مانند :الأم ( مــادر ) العروس ( بيوگ ) الظئـر (دايه) العـانس ( دختر عزب ) الأتان ( دراز گوش ماده ) الحجر (ماديان ) العناق (بزغالهي ماده) العقرطل ( فيل ماده) العنز (بز ماده) زينب ، مريم، نرجس، و الخ . . .
7ـ مؤنّثهاي معنوي مجازي :
اسمهايي هستند كه بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت نميكنند و علامتي از علائم تأنيث هم در آنها مشاهده نميشود و مونث فرض واعتبار شدهاند .
مانند : البئر (چاه) الشمس ( خورشيد ) النّـار (آتش ) الدار ( خـانه ) الحــرب (جــنگ ) السّـوق (بازار ) السّماء ( آسمان ) الأرض (زمين) العين ( چشم ) القـدوم (تيشه) ايران ، مصر ، فلسطين ، شيراز و الخ . . .
8ـ مؤنّثهاي تاويلي :
اسمهايي هستند كه در اصل وضع ، مذكّر هستند ولي به مؤنّث تاويل ميشوند و با آنها ما نند مونث رفتار ميشود .
مانند : « كتاب » در « وَصَلَتْ الـَّي كتابك . » ( نامهات به دستم رسيد )
در مثال فوق كتاب به ( رساله : نامه ) تاويل شده و به اين اعتبار فعل جمله ( وصلت ) به صورت مؤنّث آمده است .
اسمهايي هستند كه بر جنس نر انسان يا حيوان دلالت ميكنند .
مانند : الأب (پدر) الرجل (مرد) الأبن (پسر) الجد (پدربزرگ ) الصهر ( داماد) الخال (دائي) العم (عمو) ابراهيم، جعفـر، نوح، يوسف، الأسد(شـير نر) الجمل (شتر نر) التيس (بز نر) الثور (گاو نر) الحصان (اسب نر) الخروف (گوسفند نر) .
2ـ مذكر هاي مجازي :
اسمهايي هستند كه بر جنس نر انسان يا حيوان دلالت نميكنند ولي مذكر فرض واعتبار شدهاند . مانند :
الجدار (ديوار) الأسم (نام) اليوم (روز) الدعاء (نيايش) القمر (ماه) البحر (دريا) القصر (كاخ) الشهر (ماه سال ) البيت (خانه ) الجامع (مسجد) الحاجب (ابرو) العقل ( خرد ) الدواء ( دارو) المرفق (آرنج ) و الخ .....
3ـ مؤنّثهاي لفظي حقيقي:
اسمهايي هستند كه بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت ميكنند و داراي يكي از علائم تأنيث (الف مقصوره : ي ، الف ممدوده : اء ، تاء مربوطه : ه ) هستند .
مانند: الوالده (مادر) الكَنَّه (عروس) الضَّرَّه (هوو) النّاقه (شترماده) البقره (گاو ماده) الدَّجاجه (مرغ) النَّعجَه (ميش) الحُبلَي (آبستن) العَمْياء (زن نابينا) الهيفاء ( زن كمرباريك) السَّكري (زن مست) حَوّاء ، خديجه ، فاطمه ، زهراء ، طُوبي ، كُبري ، و الخ ......
4ـ مؤنّثهاي لفظي معنوي :
اسمهايي هستند كه داراي يكي از علائم تأنيث هستند ولي بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت نميكنند ومونث فرض و اعتبار شدهاند .
مانند : الحديقه (باغ ) الكرة (توپ ) الصّحراء (بيابان) اللغة (زبان)
الذّ كري ( خاطره) النّـافذه ( پنجــره ) الشجـره (درخت) و الخ . . .
5ـ مؤنّثهاي لفظي محض :
اسمهايي هستند كه داراي يكي از علائم تانيث هستند ولي بر جنس مذّكر دلالت ميكنند و در واقع اينجا لفظ مونث و مدلول آن مـذّكر است .
مانند : ابرهه ، حمـزه ، طلحه ، موسي ، عيـسي ،
الأصدقاء ، الشهداء ، القتلي ، المرضى ، و الخ . . .
6ـ مؤنّثهاي معنوي حقيقي :
اسمهايي هستند كه بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت ميكنند و علامتي از علائم تأنيث در آنها مشاهده نميشود .
مانند :الأم ( مــادر ) العروس ( بيوگ ) الظئـر (دايه) العـانس ( دختر عزب ) الأتان ( دراز گوش ماده ) الحجر (ماديان ) العناق (بزغالهي ماده) العقرطل ( فيل ماده) العنز (بز ماده) زينب ، مريم، نرجس، و الخ . . .
7ـ مؤنّثهاي معنوي مجازي :
اسمهايي هستند كه بر جنس مادهي انسان يا حيوان دلالت نميكنند و علامتي از علائم تأنيث هم در آنها مشاهده نميشود و مونث فرض واعتبار شدهاند .
مانند : البئر (چاه) الشمس ( خورشيد ) النّـار (آتش ) الدار ( خـانه ) الحــرب (جــنگ ) السّـوق (بازار ) السّماء ( آسمان ) الأرض (زمين) العين ( چشم ) القـدوم (تيشه) ايران ، مصر ، فلسطين ، شيراز و الخ . . .
8ـ مؤنّثهاي تاويلي :
اسمهايي هستند كه در اصل وضع ، مذكّر هستند ولي به مؤنّث تاويل ميشوند و با آنها ما نند مونث رفتار ميشود .
مانند : « كتاب » در « وَصَلَتْ الـَّي كتابك . » ( نامهات به دستم رسيد )
در مثال فوق كتاب به ( رساله : نامه ) تاويل شده و به اين اعتبار فعل جمله ( وصلت ) به صورت مؤنّث آمده است .
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6:36 توسط محمد برنای تنها
|
هذا مِن فضلِ ربّی